اس ام اس ولنتاين . sms valentine . sms ولنتاين.
اس ام اس تبريك روز ولنتاين . اس ام اس روز عشق . اس ام اس براي تبريك
دوست روز ولنتاين . اس ام اس روز عشاق . اس ام اس انگليسي تبريك روزولنتاين.
پيامك سركاري ولنتاين . پيامك ولنتاين. شعر براي تبريك ولنتاين . اس ام اس
مخصوص ولنتاين . عاشقانه ترين اس ام اس مخصوص ولنتاين . اس ام اس
سپندارمذگان روز عشاق ايراني. اس ام اس عاشقان. اس ام اس ولنتايني . اسمس
ولنتاين . اس ام اس سركاري ولنتاين
میدونی ولنتاین یعنی چی
؟ یعنی اینكه یادمون باشه یه عاشق واقعی باید فقط به یه نفر دل ببنده و تا
آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه . . .
فرشته ها وجود دارن اما بعضي وقتا چون بال ندارن ما بهشون ميگيم دوست. ولنتاینت مبارک
مهم نیست ولنتاین یا سپندار مذگان هر دو بهانه اند برای اینکه به تو بگویم ...بی بهانه دوستت دارم.
روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده ...
عشق نمی پرسه که تو کی هستی، فقط میگه : تو مال من هستی
عشق نمی پرسه اهل کجایی، فقط میگه : تو قلب من هستی
عشق نمی پرسه تو چی کار میکنی ، فقط میگه : باعث میشی قلب من به تپش بیفته
عشق نمی پرسه چرا دور هستی، فقط میگه : همیشه با من هستی ...
دستم بوي گل مي داد مرا به
جرم چيدن گل محاكمه كردن ولي هيچ كس فكر نكرد كه شايد من يه گل كاشته باشم
آدم ها در دو حالت همديگر
را ترك مي كنند: اول اينكه احساس كنند كسي دوستشون نداره و دوم اينكه احساس كنند
يكي خيلي دوستشون داره . ويكتور هوگو: خواستم خودمو
گول بزنم همه ي خاطراتم
يكي يكي ميرفتيم و كاتب
سرنوشتمان را با خطي زرين مي نوشت نوبت كه به ما رسيد قلم از قلمدان افتادو شكست
كاتب با خط تيره و تار نوشت:اسيره سرنوشت
اين دنيا عجيبه تا مريض
نشي واست گل نميارن تا گريه نكني نوازشت نمي كنن تا فرياد نكشي به طرفت بر نمي
گردن وتا نميري نمي بخشنت
خدايا گواهي كه گاهي نگاهي
ندارد گناهي
صدبار قسم خوردم كه اسم تو
را بر زبان نياورم اماافسوس كه قسمم اسم توبود
نه باورم نميشه که تو اينو گفته باشي کسي که تا ديروز برام تو گل دنيا تک بود قصه با تو بودن و مي شه فقط يه جور گفت کسي که رو زخماي قلبم مث نمک بود...
من وتو با هميم اما دلامون خيلي دوره
هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره
نداريم هيچ کدوم حرفي که بازم تازه باشه
چراغ خنده هامون خيلي وقته سوت و کوره
من وتو،من وتو ،من وتو
هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم
خسته از اين قصه ها ييم هم صداي بي صداييم
نشستيم خيلي شب ها قصه گفتيم از قديما
يه عمره وعده ها رو داديم و حرف ها رو گفتيم
ديگه هيچي نمي مونه براي گفتن ما
گلاي سرخمون پوسيده موندن توي باغچه
ديگه افتاده از پا ساعت پير رو طاقچه
گلاي قالي رنگ زرد پاييزي گرفتن
اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من
من وتو ،من و تو ،من وتو هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم خسته از اين قصه هاييم هم صداي بي صداييم
مي کنم به از تو نوشتن کاغذ مست مي گردد قلم به رقص در مي آيد نمي دانم چرا هر وقت مي خواهم چيزي از تو بر روي کاغذ بياورم واز تو بنويسم وجودم،قلمم،کاغذم همه و همه به وجد مي آييم.عزيزم!تمام شب در خيالت گريستم هنوز پاييز چشمانت را روي شاخه هاي سرد انتظار جستجو مي کنم نمي داني چقدر محتاج نوام.هنوز کاغذهايم به شوق نگاهت رنگ کاهي را پس مي زند وتمام شب وتمام ثانيه ها، يکي يکي مي گذرندوبه دريا ها اشک هايم روان مي شوند انگار تاب ديدن پاييز چشمانت را ندارد کاش برگردي زود،کوچه بي تو دل تنگي دارد کاش برگردي زود ومي ديدي که دلم بي تو چه حالي دارد ببيني که هنوز حلقه زرد خورشيد داغ تنهايي من را دارد کاش زود برميگشتي تا قاب عکس روي ديوار تهي از چهره تو نباشد وتمام صفحات دفترم از حرف ونگاه واسم تو پر شود کاش زود بر مي گشتي.تو اگر برگردي من تمام شاخه هاي گل ياس را با تمام احساس تقديمت مي کنم.
اشتباه شايد همين بود....
همين تو را از خودت خواستن...
غافل از اينکه?نديدن و نشنيدنِ تو?بهانه ي خوبي براي باور کابوس نبودنت نيست....
توبودي....تو هستي....بي آنکه بخواهي....
تو هستي حتي اگر ديگر?در اين دنيا نباشي....
براي باور بودنت?دليلي بالاتر از ديوان حافظ ِ کتابخانه ي من؟
که هر غزلش با اسم تو شروع مي شود....
پس اگر عاشق نيستي لا اقل من را به خيال بافي متهم نکن....
چه کسي گفته من تنها زماني مي توانم بودنت را باور کنم?
که گرمي دستهايت را حس کنم؟يا صداي مهربانت را بشنوم؟
چه کسي گفته؟
من مي فهمم سهراب چه مي گويد?وقتي چشمهايم را مي شويم?